خاطره ای از مرتضی جمشیدیان
نارنجک آخر
نارنجک آخر
مرحله سوم عملیات محرم بود. به طرف دشمن حرکت کردیم و بدون درگیری خط اول را پشت سر گذاشتیم.
نزدیک خط دوم دشمن، با انهدام یک دستگاه تریلی توسط یکی از برادران، درگیری آغاز شد. دشمن که غافلگیر شده بود، از رو به رو و پشت سر ما، پا به فرار گذاشت. بچهها با شلیک گلولههای آرپی جی، تجهیزات دشمن را منهدم میکردند. دیگر گلوله ای نداشتیم. صدای غرش تانکها توجهمان را به خود جلب کرد. ستونی از تانک ازکنارمان درحال فرار بود. با نارنجک به سراغ آنها رفتیم. بچهها پس از بالا رفتن از تانک، نارنجکی را داخل آن میانداختند و آن را منهدم میکردند! نیروهای روی آن نیز که قصد فرار داشتند، توسط تیر مستقیم هدف قرار گرفته و به هلاکت میرسیدند. خلاصه، جهنمی برای دشمن برپا کرده بودیم. یکی از تانکها که شنی آن پاره شده بود، در محوطهای باز، مرتب با کالیبر شلیک میکرد و راه را بر رزمندگان بسته بود. نارنجکی برداشتم و خود را به تانک رساندم. قصد بالا رفتن از تانک را داشتم که یکی دیگر از بچهها از آن طرف به تانک نزدیک شد. بدون توجه به من، ضامن نارنجک را کشید و به طرف برجک تانک پرتاب شد؛ اما نارنجک به داخل تانک نیفتاد و روی برجک منفجر شد. از آنجا که خدا میخواست به من آسیبی نرسید. بدون درنگ، از تانک بالا رفته و نارنجک را مستقیم به داخل آن انداختم! تانک منهدم شد و بچهها به پیشروی خود ادامه دادند.
مرتضی جمشیدیان
نوشته شده توسط مدیر در جمعه, ۲۷ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۶:۰۲ ب.ظ









باسلام
سایت با موضاعات سیاسی . فرهنگی . اجتماعی و …به روز می باشد.
منتظر حضور گرمتان هستیم